نظارتي كه در اصول قانون اساسي از جمله اصل نود و نهم مطرح است نظارت استصوابي است و بر سر استصوابي بودن اين نظارت، نزاعي نيست؛ بلكه امروزه اصل بحث بر سر اين است كه آيا اين نظارت استصوابي شامل تعيين صلاحيت كانديداها قبل از ورود به مجلس ميشود يا نه؟ و اختلاف ناشي از اين امر سبب بروز مسائلي در جامعه از جمله حضور كمرنگ مردم در عرصههاي سياسي و وجود نفاق خفي در جامعه شده است.
آیا به نظر شما كساني كه قائل به رد نظريه نظارت استصوابي شوراي نگهبان هستند به طوري كه وجود اين نظارت را منجر به اين مي دانند كه حضور مردم در عرصه انتخابات كمرنگ و يا به طور كلي حذف می شود و در نهايت عملكرد شوراي نگهبان ختم به انتصاب ميشود نه انتخاب، چيست؟؟؟؟؟؟؟